خدمتگزاری و فواید فردی و اجتماعی خدمت

 

چکیده:

بی‏شک یکی از مشخصه‏های بشر از آغاز خلقت تاکنون - و قطعاً تا پایان جهان - زندگی اجتماعی اوست، اجتماعی که در آن هر کس بر اساس استعدادها و نحوه برخورداری از امکانات، موقعیتی می‏یابد و در تعامل با دیگران نیازمندی‏های خود را رفع می‏کند و در مقابل آن، نیازهای دیگران را برطرف می‏سازد، به این دلیل، ما باید به یک حقیقت مهم باور داشته باشیم که جامعه و افراد آن به دلیل ایفای نقش در تداوم زندگی ما حقوقی بر گردن ما دارند و ما جهت رفع این حقوق باید به یکدیگر «خدمت‏» کنیم(1). خدمتگزاری، مفهوم وسیع و گسترده ای دارد و تمام فعالیتهای مثبت و مفیدانسانها را در زمینه های :اجتماعی ,اقتصادی , سیاسی , فرهنگی و معنوی شامل می شود. خدمتگزاری يكى از عالى‏ترين تمايلات و عواطف لطيفى انسانى است كه از اعماق جان او مى‏جوشد و به صورت كمك و احسان و خدمت به همنوع در صفحه زندگى تجلّى مى‏يابد(2). خدمتگزاری به مردم به ويژه محرومان و اقشار آسيب‏پذير جامعه افزون بر آثار تربيتى و اخلاقى مطلوب، دارای آثار و بركات و فواید فراوان مادی، معنوی، فردی و اجتماعی نیز می باشد(3،4).

کلمات کلیدی: خدمتگزاری، فواید فردی، فواید اجتماعی

مفهوم خدمتگزاری

مفهوم گسترده خدمتگزاری شامل سود رسانى افراد نسبت به يكديگر و يا همنوعان است و به صورت امدادرسانی، وام دادن، سير كردن، پوشاندن، رفع گرفتارى از يكديگر، ساختن مدرسه، تأسيس دانشگاه، ساختن مسجد، پارک، ورزشگاه، تعلیم، ارشاد، پاسداری از عقیده، تبلیغ ازارزشهای دینی، ستیز با متجاوزان، کوشش در راه استقلال و عزت و بالاخره فداکاری و فدا شدن در راه ایمان و عقیده و... بروز مى‏كند(3،5).

گستره ميدان خدمتگزاری

دامنه خدمتگزاری بسيار گسترده است و در همه زمينه‏ها اعم از فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، روانى و... صدق مى‏كند. خدمت به مردم و همنوع، عملى است مطلوب و شايسته و در هر جا و به هر كس كه خدمت شود پسنديده و مورد ستايش است و محدوديتى در آن وجود ندارد در این رابطه قرآن مى‏فرمايد: «لا ينهيكم الله عن الذين لم يقاتلوكم فى الدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبرّوهم» خدا شما را نهى نمى‏كند از احسان به آن عده از كفار كه به شما بدى نكرده‏اند و در راه دين با شما نجنگيده‏اند. یعنی از نظر قرآن كريم حتی مى‏توان به كافر احسان و خدمت كرد به شرط اينكه به ضرر مصالح بشرى نباشد(2،6).

جلوه‏هاى خدمتگزاری

1-  سود رسانى: سودمندى، يكى از جلوه‏هاى خدمتگزاری است. مؤمن براى ديگران انسانى مبارك و پر سود است. پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: «مثل المؤمن مثل النخلة ما اخذت منها من شى‏ء نفعك» شخص با ايمان همانند درخت خرماست كه هر چه از آن برگيرى، سودمند است(7).

2- گره‏گشايى: يكى ديگر از جلوه‏هاى خدمت، برآوردن نيازهاى مادى و معنوى مردم است كه اسلام بدان سفارش اكيد نموده است. امام حسين (ع) در این زمینه مى‏فرمايد: «ان حوائج الناس اليكم من نعم الله عليكم فلا تملوا النعم» نيازهاى مردم براى شما از جمله نعمت‏هاى خداوند است. لذا از مراجعه مردم به خودتان اظهار دل‏تنگى نكنيد(2،8).

3- يارى به ديگران: از جمله جلوه‏هاى خدمتگزارى، يارى رساندن به ديگران است كه در فرهنگ اسلامى به آن «مواسات» مى‏گويند. امام صادق (ع) مواسات را حق افراد جامعه اسلامى بر يكديگر دانسته و مى‏فرمايد: مسلمانان موظف‏اند در راه پيوستگى و كمك به نيازمندان كوشا باشند و به يكديگر محبت كنند(9).

4- احسان: احسان به ديگران، جلوه‏اى ديگر از خدمتگزارى است. قرآن مجيد در كنار عدالت، مردم را به احسان فرمان داده است: «ان الله يأمر بالعدل و الاحسان»از اينكه در آيه شريفه، احسان پس از عدل ذكر شده است، استفاده دیگری مى‏شود كه در مفهوم احسان، يك نوع گذشت از حقِ شخصى و ايثار نهفته است. علامه طباطبائى (ره) مى‏فرمايد: احسان به ديگران، نفع و نيكى رساندن به آنان است بدون انتظار پاداش مقابل(10).

آداب خدمتگزاری

1 ـ اخلاص

ميزان ارزشمندی خدمتگزارى به نيت و انگيزه آن بستگى دارد. هر چه انگيزه، خالص‏تر باشد عمل، ارزشمندتر خواهد بود. كارهايى كه با «صبغه الهى» رنگ‏آميزى شده ارزشمندتر، اثرگذارتر و ماندگارتر است. دكتر كارل، سيماى نيكوكارى را در جهان غرب چنين ترسيم مى‏كند: محرّك اعمال ما، نيل به يك پيشرفت شخصى و قبل از همه، امتيازات مالى و ارضاى حس خودنمايى، درجه،  عنوان، نشان افتخار و موقعيت اجتماعى است. اين نفع‏جويى، گاهى در لباس رياكارى و زير نقاب نوع دوستى، خود را پنهان مى‏كند. زنى كه به امور خيريه مى‏پردازد در عمق قلبش به فكر كمك به بيچارگان نيست، بلكه مى‏خواهد مدير مؤسسه‏اى شود يا با تهيه فروشگاهى نفع مادى ببرد (5،11)

2- توكّل

سامان يافتن كارها و نتيجه دادن آنها گذشته از تلاش و اخلاص، به توكل انسان به خداوند بستگى دارد. در امر خدمتگزارى، بايد بر خداوند توكل كرد. پيامبر اكرم(ص) تفسير توكل را از جبرئيل پرسيد! جبرئيل فرمود:

معناى توكّل اين است كه انسان يقين كند به اينكه سود و زيان و بخشش و حرمان به دست مردم نيست و بايد از آنها نا اميد بود. اگر بنده‏اى به اين مرتبه از معرفت برسد كه جز براى خدا كارى انجام ندهد و جز او به كسى اميدوار نباشد و از غير او نهراسد و به غير خدا چشم طمع نداشته باشد، اين همان توكل بر خداست(5)

3- شتاب در خدمت‏رسانى

 يكى از آداب خدمتگزارى، شتاب و عجله در انجام آن است. از دست دادن دقت و منتظر نگه داشتن خدمت جويان، سبب پشيمانى و حسرت مى‏شود. امام على (ع) مى‏فرمايد: بر طرف كردن نيازهاى مردم پايدار نيست، مگر به سه چيز: كوچك شمردن خدمت تا خدا آن را بزرگ نمايد، پنهان داشتن آن تا خدا آن را آشكار سازد و شتاب در بر آوردن نياز تا براى محتاج، گوارا باشد(12).

4ـ محبت به مردم

مردم عايله خداى‏اند و كسى كه مى‏خواهد از طريق سودرسانى به عايله خدا به معشوقش برسد، بايد دلش را از هرگونه كينه و دشمنى با مردم تهى و در عوض آن را سرشار از محبّت به آنان سازد(5).

5 ـ عدل و انصاف با مردم

از آداب خدمتگزارى آن است كه از رفيق‏بازى، ملاحظه دوستان، فرزندان و مريدان و ستم روا داشتن بر ديگران به شدّت برحذر باشد و از تبعيض ميان ارباب رجوع، فرق گذاشتن، موافق و مخالف درست كردن و پايمال كردن حقوق دورى كند(5).

6 ـ ارتباط مستقيم با مردم

از ديگر آداب خدمتگزارى، حضور در متن مردم، ارتباط مستقيم با آنان، شنيدن درد دلهايشان و گرهى از كارشان گشودن است(5).

7 ـ تواضع و گشاده‏رويى

خودپسندى، تكبّر، ترشرويى و كج‏خلقى نفرت‏انگيز است و دلها را مأيوس مى‏كند برعکس فروتنى، اخلاق كريمانه و نرمخويى با مردم، شميم جانشان را مى‏نوازد و به زندگى اميدوارشان مى‏سازد(5).

8 ـ استقامت در كار

بدون ترديد خدمتگزارى شايسته به مردم با مشكلات و سختى‏هاى بسيار توأم است لذا  بايد از هجوم كارها و مواجهه با كثرت ارباب رجوع ملول و آزرده خاطر نشوند و همه آنها را به ديده لطف و عنايت و نعمت از جانب پروردگارشان بدانند و با سودرسانى به خلق خدا رضايت خالق را جلب كنند(5).

9 ـ تحمّل نيش و نوشها

در خدمت رسانى، گذشته از تحمل سختى كار و استقامت در خوب انجام دادن آن، تحمّل نيش‏ها، زخم زبانها و نسبت‏هاى ناروا و فرو خوردن خشم در اين هنگام بسيار ضرورى است. كسى كه حليم و خويشتن‏دار نباشد و با شنيدن حرفى از كسى زود از كوره در رود، رنگ ببازد و رو ترش كند، نخواهد توانست توفيقى در خدمتگزارى به دست آورد(5).

10 ـ وفا به عهد و پيمان

خدمت رسانى چه در بعد فردى و چه اجتماعى و چه از موضع مقام و مسئوليت، هرگز نبايد با وعده‏هاى پوچ همراه باشد. فرد خدمت رسان تنها به امورى وعده مى‏دهد كه مطمئن است مى‏تواند از عهده آن برآيد(5).

11 ـ پرهيز از منّت‏گذارى

« لم تمش بها علی احد لانها لک، فاذا امننت‏بها لم تامن ان تکون بها مثل تهجین حالک منها الی من مننت‏بها علیه لان فی ذلک دلیلا علی انک لم ترد نفسک بها و لو اردت نفسک بها لم تمتن بها علی احد»  به خاطر صدقه‏ای که داده‏ای، بر کسی منت نگذار; زیرا قدمی به سود خود برداشته‏ای در صورتی که اگر منت‏بگذاری، در امان نیستی از اینکه روح او را آزرده و خود را معیوب کرده‏ای. زیرا این عمل تو دلیل آن است که تو این کار را به خاطر خود نکرده‏ای، در صورتی که اگر برای خودت می‏خواستی، بر کسی منت نمی‏نهادی(13).

12 ـ پرهيز از مردم‏آزارى و ايجاد مزاحمت

مردم آزارى تنها اين نيست كه ارباب رجوع را معطّل و بلاتكليف بگذارى، يا كارش را به بهانه‏هاى واهى به امروز و فردا بيندازى، يا جواب سربالا به او بدهى و مانند اينها؛ بلكه گاهى بى اعتنايى و تحويل نگرفتن، در برابر سخنانش سكوت كردن و پاسخش را ندادن، با بى رغبتى كارهايش را پيگيرى كردن نيز مردم آزارى است(5).

فواید خدمت

الف ـ آثار فردى

1 ـ پرورش روحى و تكامل معنوى

 بدون ترديد خدمت به خلق از جمله بهترين راههاى سلوك الى الله و رسيدن به قرب الهى است. در واقع راز و رمز محبوبيّت در پيشگاه خداوند همين است كه انسان به مردم خوبى كند و در رفع مشكلات آنان بكوشد تا رضايت خداوند جلب شود و دست انسان را بگيرد و به خواسته‏هاى درونى‏اش برساند؛ به قول شاعر:

تو با خلق خدا، چون مهربانى

خداى خلق، با تو مهربان است

هر كه خواهان پيوند الهى است و شوق الهى در دل دارد، بايد در اين راه گام بردارد(5).

2 ـ نشاط معنوى

 در آدمی حس و عاطفه‏ای ستودنی نسبت به احسان در حق انسان‏ها وجود دارد که مانند دیگر عواطف، نیازمند ارضاست و بی‏گمان، در صورت ناکامی آدمی در این امر، ناخواسته و پنهانی، افسرده و اندوهگین می شود، که در قرن حاضر یکی از بهترین نظریه‏هایی که موجب شادمانی و نشاط حقیقی در میان انسان‏ها می شود نظریه «خدمت به خلق» است(14).

در این باب امام سجاد ـ علیه‏السلام ـ چنین می فرماید:«الکریم یبتهج‏بفضله و اللئیم یفخر بملکه» شخص کریم با بخشندگی خود شادمان است و فرومایه به ثروتش می‏بالد(15).

امام حسین نیز می فرماید: «فمن تعجل لاخیه خیرا وجده اذا قدم علیه غدا ومن اراد الله تبارک وتعالی بالصنیعة الی اخیه کافاه بها فی وقت‏حاجته وصرف عنه من بلاء الدنیا ما هو اکثر منه ومن نفس کربة مؤمن فرج الله عنه کرب الدنیا والآخرة» هر کس برای نیکی [و خدمت‏گزاری] به برادر خود بشتابد فردا نتیجه آن را خواهد دید و کسی که برای خدا به برادر دینی خود یاری نماید خداوند او را به هنگام نیازمندی یاری خواهد کرد و بیشتر از آن او را از بلاها و گرفتاریها دور خواهد ساخت و آن کسی که اندوه و غم را از دل مؤمنی بر طرف نماید، خداوند متعال غم و غصه‏های دنیا و آخرت [او] را برطرف خواهد نمود(16).

3- قرب الهى

خدمت رسانى يكى از بهترين راههاى تقرب به خداى سبحان است. هر كارى كه انسان را در رسيدن به اين كمال يارى كند ارزشمند است. امام صادق عليه‏السلام می فرماید: از جمله محبوب‏ترين كارها در پيشگاه خداوند اين است كه مؤمن گرسنه‏اى را سير كنى، غم و اندوه او را برطرف سازى، يا بدهى‏اش را بپردازى(5).

4- ايمنى در قيامت

امام على (ع) در روایات زیر مى‏فرمايد: «خداوند متعال در روی زمین بندگانی دارد که در مسیر برآورده شدن نیازمندی‏های مردم خود را به تکاپو می اندازند، این گروه از بندگان، در روز قیامت آسوده خاطر خواهند بود(17).

«خداوند برخى از آفريده‏هاى خود را به بندگانش خلق كرده است، آنان را مورد توجه مردم و شايسته نيكوكارى قرار داده و مردم در نيازمندى‏هايشان به آنان روى مى‏آورند؛ آنان در روز قيامت، ايمن و آسوده‏اند»(18).

5 ـ جلوگيرى از لغزشهاى ذلت‏بار

 خدمت مخلصانه به مردم، از فرو افتادن انسان در لغزشگاههاى خوار كننده كه فرومايگى او را در پى دارد، جلوگيرى مى‏كند؛ چرا كه خدمتگزار به انگيزه نيكى به مردم و جلب رضايت خداوند قدم برمى‏دارد و همين قصد و نيكى مدد الهى را شامل حالش كرده، او را از لغزش بازمى‏دارد و چنانچه لغزش نيز از او صورت گيرد به بركت همان نيت و انگيزه الهى مورد آمرزش قرار مى‏گيرد.

امام على(ع) مى‏فرمايد:«صاحِبُ الْمَعْرُوفِ لا يَعْثَرُ وَ اِذا عَثَرَ وَجَدَ مُتَّكَأً» نيكوكار نمى‏لغزد و هرگاه بلغزد تكيه‏گاهى مى‏يابد (كه به آن پناه مى‏برد و لغزشش بخشيده مى‏شود(5).

6ـ حمايت الهى بدرقه راه خدمتگزاران

خادمان به مردم از حمايت و كمك خداوند برخوردار و همواره در پناه او خواهند بود. پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد:

«اِنَّ اللّهَ فى عَوْنِ الْعَبْدِ مادامَ الْعَبْدُ فى عَوْنِ اَخيهِ» همانا بنده تا وقتى كه در راه كمك رسانى به برادر دينى‏اش باشد خدايش كمك مى‏فرمايد(5).

7- يارى و پشتيبانى مردم

 طبيعى‏ترين اثر خدمت، يارى گيرنده خدمت است. امام سجاد (ع) مى‏فرمايد: در دنيا هيچ چيز يارى دهنده‏تر از نيكى به برادران نيست(19.(

8- بزرگوارى و سرورى

 خدمت به مردم در روح خدمتگزار تأثير گذاشته، احساس بزرگى و بزرگوارى و شخصيت اجتماعى را برايش به ارمغان مى‏آورد و در انجام مسئوليت‏ها و مأموريتهاى محوّله موفقش مى‏كند(5).

9 ـ محبوبيت اجتماعى

 هر کس به مردم خدمت کند، به خود و سعادت و آینده خویش خدمت کرده است و همین رفتار، سبب محبوبیّت نزد دیگران و حکومت بر دلها و نفوذ در جان‏ها می‏شود. رسول اكرم (ص) مى‏فرمايد: «جُبِلَتِ القُلُوبُ علی مَنْ اَحْسَنَ اِلیها وَ بُغْضِ مَن اَساءَ الیها» دل انسان‏ها بر این سرشته شده که هر که به آن‏ها نیکی کند دوست بدارند و هر که به آنان بدی کند، دشمن بدارند(20).

در این زمینه، کلام علی ـ علیه‏السلام ـ نیز چنین است:

«مَنْ بَذَل معروفَهُ مالَتْ اِلیهِ القُلوُب» هر کس نیکی خویش را به دیگران نثار کند، دل‏ها به او گرایش می‏یابد(21).

10- عامل پیوند با ولایت

امام موسی بن جعفر علیه‏السلام در این‏باره می‏فرمایند: «وقتی برادر مؤمنی نیاز خود را به مؤمنی عرضه می‏کند، این عرضه کردنْ نعمتی است که از سوی پروردگار عالمیان به سوی او فرستاده شده است؛ بنابراین اگر فرد مؤمن نیاز برادر خود را برطرف کند، این کار او را به ولایت و دوستی ما پیوند می‏دهد و از این رهگذر، زمینه نزدیک شدن به خدا و برخورداری از ولایت و محبّت الهی برای او فراهم می‏شود»(17).

11 ـ برانگيختن حسّ سپاسگزارى

 سودرسانى به مردم، حس سپاسگزارى را در آنها برمى‏انگيزد. دلها در اصل بر پايه دوستى نيكوكاران سرشته شده است و انسان همواره در برابر خوبيها و خدمات نيكوكاران زبان به نيكى مى‏گشايد و از آنان قدردانى مى‏كند. انسانهاى خدوم همواره در خاطره‏ها زنده مى‏مانند و شايد هيچ عملى به اندازه نيكى و خدمت به مردم حس سپاسگزارى آنان را برنينگيزد. به تعبير امام(ع):« مَا اكْتَسَبَ الشُّكْرَ بِمِثْلِ الْمَعْرُوفِ» هيچ چيزى همانند كارهاى نيك تشكر و سپاس (ديگران) را برنمى‏انگيزد(5).

ب ـ آثار اجتماعى

1- خدمتگزاری و تداوم زندگی اجتماعی

بر اساس مطالعات تاریخی، زندگی بشر از دیرباز به صورت اجتماعی بوده است. بدون زندگی اجتماعی، امکان دست‏یابی به نیازمندی‏های متنوع انسان میسّر نیست. زندگی اجتماعی، علاوه بر وجود قانون دقیق و مجریان توانمند و همین طور ضامن اجرایی مطمئن که بتوانند حقوق افراد را به طور کامل تعیین و حفظ کنند، نیاز به برخورداری تک تک مردم و مدیران از یک روحیه همکاری متقابل و احساس ضرورت خدمت به یکدیگر دارد؛ چرا که بدون وجود چنین تعهّدی، هم در روند اجرای قانون مشکلاتی بروز خواهد کرد و هم در استحکام پیوندهای اجتماعی خللی پدید خواهد آمد. بر این اساس، در تمام جوامعْ اندیشمندان به دنبال راه کارهای هستند تا حسّ خدمت به یکدیگر و احساس مسؤلیّت بیش‏تر در انجام وظایف را تقویت کنند. بررسی‏ها، گویای این حقیقت است که در طول تاریخ، موفق‏ترین جوامعْ آن‏هایی بوده‏اند که حسّ هم‏کاری و خدمت به هم نوع و پایبندی به انجام وظیفه در آن‏ها بیش‏تر بوده است(17).

2 ـ شكوفايى اخلاق و معنويت مردم

  خدمت به مردم مقدمه ايمان، عبادت و شكوفايى اخلاق و معنويت و آرامش روانى در گستره اجتماع است. بسيارى از تيرگيهاى اخلاقى، كج‏خلقى‏ها، فاصله گرفتن از معنويت‏ها، از ناحيه فقر و محروميت، معضلات اجتماعى، بيكارى، فساد حاكم بر ادارات و دستگاههاى دولتى و لاينحل ماندن گره‏هاى زندگى ناشى مى‏شود. بدون ترديد خدمت رسانى زمينه شكوفايى اخلاق الهى و روى‏آورى به ارزشهاى دينى را در جامعه فراهم مى‏سازد، وقتى مردم از نظر معيشت و زندگى شخصى و اجتماعى دغدغه خاطر نداشته باشند و ناچار نباشند براى به دست آوردن لقمه‏اى نان تن به گناه و كارهاى خلاف شرع دهند، وقتى ببينند كارها با تدبير دولتمردان و كارگزاران نظام به خوبى پيش مى‏رود، وقتى به هر اداره‏اى قدم مى‏نهند با روى گشاده انسانهايى خدوم رو به رو مى‏شوند و ناگزير نمى‏شوند براى حل مشكل خويش تملق بگويند، وقتى زمينه اشتغال و ازدواج را براى فرزندان خود و ديگران فراهم مى‏بينند و سرانجام وقتى هيچ‏گونه تبعيضى در ادارات مشاهده نكنند، قطعاً نشاط مى‏گيرند؛ اعصابشان آرامش دارد؛ اضطراب و دلهره نمى‏گيرند؛ از كوره در نمى‏روند و بدخلقى نمى‏كنند. آنگاه كه در جمع خانواده نيز حاضر مى‏شوند عقده‏اى ندارند تا آن را روى زن و فرزندانشان خالى كنند. لذا خود به خود محيط زندگى با نور ايمان، پرستش و اخلاق اسلامى عطرآگين مى‏گردد(5).

3 ـ دميدن روح اميد

 فقر و بيكارى، فساد، تبعيض، مشكلات معيشتى، دست و پنجه نرم كردن با انواع گرفتاريها و نيافتن راه چاره براى گريز از مشكلات، روح اميد و نشاط را از مردم مى‏گيرد و جامعه را به كالبدى بى جان مبدّل مى‏سازد و زمينه بى ايمانى، رشد مفاسد اجتماعى و انواع نابسامانيهاى اجتماعى را فراهم مى‏كند  ولی وقتى مردم از مسئولان و مديران و دولتمردان نظام اسلامى صداقت، تعهد و دلسوزى و تلاش پيگير براى رفع مشكلات را مشاهده كنند و آثار و بركات خدماتشان را در صحنه اجتماعى ببينند، روح اميد، نشاط، عشق و ايمان در جانشان دميده مى‏شود و آنان را به زندگى اميدوار مى‏كند و جنبش و تحولى دوباره مى‏گيرند(5).

4 ـ ريشه‏كنى بسيارى از مفاسد اجتماعى

در سايه خدمتگزاری به موقع و مفيد و حل معضلات اجتماعى و سامان يافتن كارها، زمينه بسيارى از مفاسد اجتماعى و نيز اخلاقى از بين مى‏رود. از اين رو، مردم براى گذران زندگى دنبال شغل‏هاى كاذب و غير مشروع نمى‏روند، جوانان به مواد مخدّر، مشروبات الكلى، فحشا و منكرات پناهنده نمى‏شوند، اوقات خود را سر خيابانها، كوچه‏ها و گذرها سپرى نمى‏كنند و تن به سرقت اموال، دزدى و ديگر بزهكاريها نمى‏دهند(5).

5 ـ اتحاد و همبستگى و استحكام روابط اجتماعى

 رواج نيكى، سودرسانى به يكديگر، صفا و صميميت، حس انسان دوستى در جامعه، روابط مردم را نسبت به يكديگر استحكام مى‏بخشد و روح برادرى را زنده مى‏كند. اتحاد و انسجام آنها را بيشتر مى‏كند و تفرقه و دو دستگى و حتى چند دستگى‏ها را از ميان مى‏برد و جامعه را به جامعه‏اى قرآنى مبدّل مى‏سازد(5).

6 ـ پرورش روحيه شهادت‏طلبى

 خدمتگزاری مخلصانه به مردم، روح حماسه‏آفرينى و شهادت‏طلبى را در آنان زنده مى‏كند به گونه‏اى كه براى حضور در صحنه دفاع صف مى‏كشند. از يكديگر سبقت مى‏گيرند و به آسانى از لذایذ دنيا دست برمى‏دارند و از آرمانهاى دينى حمايت مى‏كنند(5).

نتيجه‏گيرى

از مجموع آنچه در اين مقاله از آن بحث شد نتيجه‏گيرى مى‏شود كه:

1- خدمتگزاری فعلى اخلاقى و ارزشى است که آيات و روايات فراوانى بر آن دلالت دارد.

2- خدمتگزاری، خدمتى ارزشمند است كه توأم با اخلاص، توكل، عبوديت و بندگى، محبت به مردم، ارتباط مستقيم با مردم، تواضع و گشاده‏رويى، استقامت در كار، تحمّل نيش و نوشها، وفا به عهد و پيمان، پرهيز از منّت‏گذارى و آزار رسانى، مشكل‏گشايى و مانند آن باشد.

3-  خدمت به مردم، گذشته از آثار و بركات دنيوى و اخروى، آثار تربيتى و اخلاقى فردی و اجتماعی فراوانى دارد. به عنوان نمونه در پرورش روحى و تكامل معنوى، نشاط معنوى، جلوگيرى از لغزشهاى خوار كننده، محبوبيت اجتماعی، ريشه‏كنى بسيارى از مفاسد اجتماعى، پرورش روحيه شهادت‏طلبى از آثار تربيتى آن است.

نویسنده: خانم ابراهیمی