خدمتگزاری و فواید فردی و اجتماعی خدمت
خدمتگزاری و فواید فردی و اجتماعی خدمت
چکیده:
بیشک یکی از مشخصههای بشر از آغاز خلقت تاکنون - و قطعاً تا پایان جهان - زندگی اجتماعی اوست، اجتماعی که در آن هر کس بر اساس استعدادها و نحوه برخورداری از امکانات، موقعیتی مییابد و در تعامل با دیگران نیازمندیهای خود را رفع میکند و در مقابل آن، نیازهای دیگران را برطرف میسازد، به این دلیل، ما باید به یک حقیقت مهم باور داشته باشیم که جامعه و افراد آن به دلیل ایفای نقش در تداوم زندگی ما حقوقی بر گردن ما دارند و ما جهت رفع این حقوق باید به یکدیگر «خدمت» کنیم(1). خدمتگزاری، مفهوم وسیع و گسترده ای دارد و تمام فعالیتهای مثبت و مفیدانسانها را در زمینه های :اجتماعی ,اقتصادی , سیاسی , فرهنگی و معنوی شامل می شود. خدمتگزاری يكى از عالىترين تمايلات و عواطف لطيفى انسانى است كه از اعماق جان او مىجوشد و به صورت كمك و احسان و خدمت به همنوع در صفحه زندگى تجلّى مىيابد(2). خدمتگزاری به مردم به ويژه محرومان و اقشار آسيبپذير جامعه افزون بر آثار تربيتى و اخلاقى مطلوب، دارای آثار و بركات و فواید فراوان مادی، معنوی، فردی و اجتماعی نیز می باشد(3،4).
کلمات کلیدی: خدمتگزاری، فواید فردی، فواید اجتماعی
مفهوم خدمتگزاری
مفهوم گسترده خدمتگزاری شامل سود رسانى افراد نسبت به يكديگر و يا همنوعان است و به صورت امدادرسانی، وام دادن، سير كردن، پوشاندن، رفع گرفتارى از يكديگر، ساختن مدرسه، تأسيس دانشگاه، ساختن مسجد، پارک، ورزشگاه، تعلیم، ارشاد، پاسداری از عقیده، تبلیغ ازارزشهای دینی، ستیز با متجاوزان، کوشش در راه استقلال و عزت و بالاخره فداکاری و فدا شدن در راه ایمان و عقیده و... بروز مىكند(3،5).
گستره ميدان خدمتگزاری
دامنه خدمتگزاری بسيار گسترده است و در همه زمينهها اعم از فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، روانى و... صدق مىكند. خدمت به مردم و همنوع، عملى است مطلوب و شايسته و در هر جا و به هر كس كه خدمت شود پسنديده و مورد ستايش است و محدوديتى در آن وجود ندارد در این رابطه قرآن مىفرمايد: «لا ينهيكم الله عن الذين لم يقاتلوكم فى الدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبرّوهم» خدا شما را نهى نمىكند از احسان به آن عده از كفار كه به شما بدى نكردهاند و در راه دين با شما نجنگيدهاند. یعنی از نظر قرآن كريم حتی مىتوان به كافر احسان و خدمت كرد به شرط اينكه به ضرر مصالح بشرى نباشد(2،6).
جلوههاى خدمتگزاری
1- سود رسانى: سودمندى، يكى از جلوههاى خدمتگزاری است. مؤمن براى ديگران انسانى مبارك و پر سود است. پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد: «مثل المؤمن مثل النخلة ما اخذت منها من شىء نفعك» شخص با ايمان همانند درخت خرماست كه هر چه از آن برگيرى، سودمند است(7).
2- گرهگشايى: يكى ديگر از جلوههاى خدمت، برآوردن نيازهاى مادى و معنوى مردم است كه اسلام بدان سفارش اكيد نموده است. امام حسين (ع) در این زمینه مىفرمايد: «ان حوائج الناس اليكم من نعم الله عليكم فلا تملوا النعم» نيازهاى مردم براى شما از جمله نعمتهاى خداوند است. لذا از مراجعه مردم به خودتان اظهار دلتنگى نكنيد(2،8).
3- يارى به ديگران: از جمله جلوههاى خدمتگزارى، يارى رساندن به ديگران است كه در فرهنگ اسلامى به آن «مواسات» مىگويند. امام صادق (ع) مواسات را حق افراد جامعه اسلامى بر يكديگر دانسته و مىفرمايد: مسلمانان موظفاند در راه پيوستگى و كمك به نيازمندان كوشا باشند و به يكديگر محبت كنند(9).
4- احسان: احسان به ديگران، جلوهاى ديگر از خدمتگزارى است. قرآن مجيد در كنار عدالت، مردم را به احسان فرمان داده است: «ان الله يأمر بالعدل و الاحسان»از اينكه در آيه شريفه، احسان پس از عدل ذكر شده است، استفاده دیگری مىشود كه در مفهوم احسان، يك نوع گذشت از حقِ شخصى و ايثار نهفته است. علامه طباطبائى (ره) مىفرمايد: احسان به ديگران، نفع و نيكى رساندن به آنان است بدون انتظار پاداش مقابل(10).
آداب خدمتگزاری
1 ـ اخلاص
ميزان ارزشمندی خدمتگزارى به نيت و انگيزه آن بستگى دارد. هر چه انگيزه، خالصتر باشد عمل، ارزشمندتر خواهد بود. كارهايى كه با «صبغه الهى» رنگآميزى شده ارزشمندتر، اثرگذارتر و ماندگارتر است. دكتر كارل، سيماى نيكوكارى را در جهان غرب چنين ترسيم مىكند: محرّك اعمال ما، نيل به يك پيشرفت شخصى و قبل از همه، امتيازات مالى و ارضاى حس خودنمايى، درجه، عنوان، نشان افتخار و موقعيت اجتماعى است. اين نفعجويى، گاهى در لباس رياكارى و زير نقاب نوع دوستى، خود را پنهان مىكند. زنى كه به امور خيريه مىپردازد در عمق قلبش به فكر كمك به بيچارگان نيست، بلكه مىخواهد مدير مؤسسهاى شود يا با تهيه فروشگاهى نفع مادى ببرد (5،11)
2- توكّل
سامان يافتن كارها و نتيجه دادن آنها گذشته از تلاش و اخلاص، به توكل انسان به خداوند بستگى دارد. در امر خدمتگزارى، بايد بر خداوند توكل كرد. پيامبر اكرم(ص) تفسير توكل را از جبرئيل پرسيد! جبرئيل فرمود:
معناى توكّل اين است كه انسان يقين كند به اينكه سود و زيان و بخشش و حرمان به دست مردم نيست و بايد از آنها نا اميد بود. اگر بندهاى به اين مرتبه از معرفت برسد كه جز براى خدا كارى انجام ندهد و جز او به كسى اميدوار نباشد و از غير او نهراسد و به غير خدا چشم طمع نداشته باشد، اين همان توكل بر خداست(5)
3- شتاب در خدمترسانى
يكى از آداب خدمتگزارى، شتاب و عجله در انجام آن است. از دست دادن دقت و منتظر نگه داشتن خدمت جويان، سبب پشيمانى و حسرت مىشود. امام على (ع) مىفرمايد: بر طرف كردن نيازهاى مردم پايدار نيست، مگر به سه چيز: كوچك شمردن خدمت تا خدا آن را بزرگ نمايد، پنهان داشتن آن تا خدا آن را آشكار سازد و شتاب در بر آوردن نياز تا براى محتاج، گوارا باشد(12).
4ـ محبت به مردم
مردم عايله خداىاند و كسى كه مىخواهد از طريق سودرسانى به عايله خدا به معشوقش برسد، بايد دلش را از هرگونه كينه و دشمنى با مردم تهى و در عوض آن را سرشار از محبّت به آنان سازد(5).
5 ـ عدل و انصاف با مردم
از آداب خدمتگزارى آن است كه از رفيقبازى، ملاحظه دوستان، فرزندان و مريدان و ستم روا داشتن بر ديگران به شدّت برحذر باشد و از تبعيض ميان ارباب رجوع، فرق گذاشتن، موافق و مخالف درست كردن و پايمال كردن حقوق دورى كند(5).
6 ـ ارتباط مستقيم با مردم
از ديگر آداب خدمتگزارى، حضور در متن مردم، ارتباط مستقيم با آنان، شنيدن درد دلهايشان و گرهى از كارشان گشودن است(5).
7 ـ تواضع و گشادهرويى
خودپسندى، تكبّر، ترشرويى و كجخلقى نفرتانگيز است و دلها را مأيوس مىكند برعکس فروتنى، اخلاق كريمانه و نرمخويى با مردم، شميم جانشان را مىنوازد و به زندگى اميدوارشان مىسازد(5).
8 ـ استقامت در كار
بدون ترديد خدمتگزارى شايسته به مردم با مشكلات و سختىهاى بسيار توأم است لذا بايد از هجوم كارها و مواجهه با كثرت ارباب رجوع ملول و آزرده خاطر نشوند و همه آنها را به ديده لطف و عنايت و نعمت از جانب پروردگارشان بدانند و با سودرسانى به خلق خدا رضايت خالق را جلب كنند(5).
9 ـ تحمّل نيش و نوشها
در خدمت رسانى، گذشته از تحمل سختى كار و استقامت در خوب انجام دادن آن، تحمّل نيشها، زخم زبانها و نسبتهاى ناروا و فرو خوردن خشم در اين هنگام بسيار ضرورى است. كسى كه حليم و خويشتندار نباشد و با شنيدن حرفى از كسى زود از كوره در رود، رنگ ببازد و رو ترش كند، نخواهد توانست توفيقى در خدمتگزارى به دست آورد(5).
10 ـ وفا به عهد و پيمان
خدمت رسانى چه در بعد فردى و چه اجتماعى و چه از موضع مقام و مسئوليت، هرگز نبايد با وعدههاى پوچ همراه باشد. فرد خدمت رسان تنها به امورى وعده مىدهد كه مطمئن است مىتواند از عهده آن برآيد(5).
11 ـ پرهيز از منّتگذارى
« لم تمش بها علی احد لانها لک، فاذا امننتبها لم تامن ان تکون بها مثل تهجین حالک منها الی من مننتبها علیه لان فی ذلک دلیلا علی انک لم ترد نفسک بها و لو اردت نفسک بها لم تمتن بها علی احد» به خاطر صدقهای که دادهای، بر کسی منت نگذار; زیرا قدمی به سود خود برداشتهای در صورتی که اگر منتبگذاری، در امان نیستی از اینکه روح او را آزرده و خود را معیوب کردهای. زیرا این عمل تو دلیل آن است که تو این کار را به خاطر خود نکردهای، در صورتی که اگر برای خودت میخواستی، بر کسی منت نمینهادی(13).
12 ـ پرهيز از مردمآزارى و ايجاد مزاحمت
مردم آزارى تنها اين نيست كه ارباب رجوع را معطّل و بلاتكليف بگذارى، يا كارش را به بهانههاى واهى به امروز و فردا بيندازى، يا جواب سربالا به او بدهى و مانند اينها؛ بلكه گاهى بى اعتنايى و تحويل نگرفتن، در برابر سخنانش سكوت كردن و پاسخش را ندادن، با بى رغبتى كارهايش را پيگيرى كردن نيز مردم آزارى است(5).
فواید خدمت
الف ـ آثار فردى
1 ـ پرورش روحى و تكامل معنوى
بدون ترديد خدمت به خلق از جمله بهترين راههاى سلوك الى الله و رسيدن به قرب الهى است. در واقع راز و رمز محبوبيّت در پيشگاه خداوند همين است كه انسان به مردم خوبى كند و در رفع مشكلات آنان بكوشد تا رضايت خداوند جلب شود و دست انسان را بگيرد و به خواستههاى درونىاش برساند؛ به قول شاعر:
|
تو با خلق خدا، چون مهربانى |
خداى خلق، با تو مهربان است |
هر كه خواهان پيوند الهى است و شوق الهى در دل دارد، بايد در اين راه گام بردارد(5).
2 ـ نشاط معنوى
در آدمی حس و عاطفهای ستودنی نسبت به احسان در حق انسانها وجود دارد که مانند دیگر عواطف، نیازمند ارضاست و بیگمان، در صورت ناکامی آدمی در این امر، ناخواسته و پنهانی، افسرده و اندوهگین می شود، که در قرن حاضر یکی از بهترین نظریههایی که موجب شادمانی و نشاط حقیقی در میان انسانها می شود نظریه «خدمت به خلق» است(14).
در این باب امام سجاد ـ علیهالسلام ـ چنین می فرماید:«الکریم یبتهجبفضله و اللئیم یفخر بملکه» شخص کریم با بخشندگی خود شادمان است و فرومایه به ثروتش میبالد(15).
امام حسین نیز می فرماید: «فمن تعجل لاخیه خیرا وجده اذا قدم علیه غدا ومن اراد الله تبارک وتعالی بالصنیعة الی اخیه کافاه بها فی وقتحاجته وصرف عنه من بلاء الدنیا ما هو اکثر منه ومن نفس کربة مؤمن فرج الله عنه کرب الدنیا والآخرة» هر کس برای نیکی [و خدمتگزاری] به برادر خود بشتابد فردا نتیجه آن را خواهد دید و کسی که برای خدا به برادر دینی خود یاری نماید خداوند او را به هنگام نیازمندی یاری خواهد کرد و بیشتر از آن او را از بلاها و گرفتاریها دور خواهد ساخت و آن کسی که اندوه و غم را از دل مؤمنی بر طرف نماید، خداوند متعال غم و غصههای دنیا و آخرت [او] را برطرف خواهد نمود(16).
3- قرب الهى
خدمت رسانى يكى از بهترين راههاى تقرب به خداى سبحان است. هر كارى كه انسان را در رسيدن به اين كمال يارى كند ارزشمند است. امام صادق عليهالسلام می فرماید: از جمله محبوبترين كارها در پيشگاه خداوند اين است كه مؤمن گرسنهاى را سير كنى، غم و اندوه او را برطرف سازى، يا بدهىاش را بپردازى(5).
4- ايمنى در قيامت
امام على (ع) در روایات زیر مىفرمايد: «خداوند متعال در روی زمین بندگانی دارد که در مسیر برآورده شدن نیازمندیهای مردم خود را به تکاپو می اندازند، این گروه از بندگان، در روز قیامت آسوده خاطر خواهند بود(17).
«خداوند برخى از آفريدههاى خود را به بندگانش خلق كرده است، آنان را مورد توجه مردم و شايسته نيكوكارى قرار داده و مردم در نيازمندىهايشان به آنان روى مىآورند؛ آنان در روز قيامت، ايمن و آسودهاند»(18).
5 ـ جلوگيرى از لغزشهاى ذلتبار
خدمت مخلصانه به مردم، از فرو افتادن انسان در لغزشگاههاى خوار كننده كه فرومايگى او را در پى دارد، جلوگيرى مىكند؛ چرا كه خدمتگزار به انگيزه نيكى به مردم و جلب رضايت خداوند قدم برمىدارد و همين قصد و نيكى مدد الهى را شامل حالش كرده، او را از لغزش بازمىدارد و چنانچه لغزش نيز از او صورت گيرد به بركت همان نيت و انگيزه الهى مورد آمرزش قرار مىگيرد.
امام على(ع) مىفرمايد:«صاحِبُ الْمَعْرُوفِ لا يَعْثَرُ وَ اِذا عَثَرَ وَجَدَ مُتَّكَأً» نيكوكار نمىلغزد و هرگاه بلغزد تكيهگاهى مىيابد (كه به آن پناه مىبرد و لغزشش بخشيده مىشود(5).
6ـ حمايت الهى بدرقه راه خدمتگزاران
خادمان به مردم از حمايت و كمك خداوند برخوردار و همواره در پناه او خواهند بود. پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد:
«اِنَّ اللّهَ فى عَوْنِ الْعَبْدِ مادامَ الْعَبْدُ فى عَوْنِ اَخيهِ» همانا بنده تا وقتى كه در راه كمك رسانى به برادر دينىاش باشد خدايش كمك مىفرمايد(5).
7- يارى و پشتيبانى مردم
طبيعىترين اثر خدمت، يارى گيرنده خدمت است. امام سجاد (ع) مىفرمايد: در دنيا هيچ چيز يارى دهندهتر از نيكى به برادران نيست(19.(
8- بزرگوارى و سرورى
خدمت به مردم در روح خدمتگزار تأثير گذاشته، احساس بزرگى و بزرگوارى و شخصيت اجتماعى را برايش به ارمغان مىآورد و در انجام مسئوليتها و مأموريتهاى محوّله موفقش مىكند(5).
9 ـ محبوبيت اجتماعى
هر کس به مردم خدمت کند، به خود و سعادت و آینده خویش خدمت کرده است و همین رفتار، سبب محبوبیّت نزد دیگران و حکومت بر دلها و نفوذ در جانها میشود. رسول اكرم (ص) مىفرمايد: «جُبِلَتِ القُلُوبُ علی مَنْ اَحْسَنَ اِلیها وَ بُغْضِ مَن اَساءَ الیها» دل انسانها بر این سرشته شده که هر که به آنها نیکی کند دوست بدارند و هر که به آنان بدی کند، دشمن بدارند(20).
در این زمینه، کلام علی ـ علیهالسلام ـ نیز چنین است:
«مَنْ بَذَل معروفَهُ مالَتْ اِلیهِ القُلوُب» هر کس نیکی خویش را به دیگران نثار کند، دلها به او گرایش مییابد(21).
10- عامل پیوند با ولایت
امام موسی بن جعفر علیهالسلام در اینباره میفرمایند: «وقتی برادر مؤمنی نیاز خود را به مؤمنی عرضه میکند، این عرضه کردنْ نعمتی است که از سوی پروردگار عالمیان به سوی او فرستاده شده است؛ بنابراین اگر فرد مؤمن نیاز برادر خود را برطرف کند، این کار او را به ولایت و دوستی ما پیوند میدهد و از این رهگذر، زمینه نزدیک شدن به خدا و برخورداری از ولایت و محبّت الهی برای او فراهم میشود»(17).
11 ـ برانگيختن حسّ سپاسگزارى
سودرسانى به مردم، حس سپاسگزارى را در آنها برمىانگيزد. دلها در اصل بر پايه دوستى نيكوكاران سرشته شده است و انسان همواره در برابر خوبيها و خدمات نيكوكاران زبان به نيكى مىگشايد و از آنان قدردانى مىكند. انسانهاى خدوم همواره در خاطرهها زنده مىمانند و شايد هيچ عملى به اندازه نيكى و خدمت به مردم حس سپاسگزارى آنان را برنينگيزد. به تعبير امام(ع):« مَا اكْتَسَبَ الشُّكْرَ بِمِثْلِ الْمَعْرُوفِ» هيچ چيزى همانند كارهاى نيك تشكر و سپاس (ديگران) را برنمىانگيزد(5).
ب ـ آثار اجتماعى
1- خدمتگزاری و تداوم زندگی اجتماعی
بر اساس مطالعات تاریخی، زندگی بشر از دیرباز به صورت اجتماعی بوده است. بدون زندگی اجتماعی، امکان دستیابی به نیازمندیهای متنوع انسان میسّر نیست. زندگی اجتماعی، علاوه بر وجود قانون دقیق و مجریان توانمند و همین طور ضامن اجرایی مطمئن که بتوانند حقوق افراد را به طور کامل تعیین و حفظ کنند، نیاز به برخورداری تک تک مردم و مدیران از یک روحیه همکاری متقابل و احساس ضرورت خدمت به یکدیگر دارد؛ چرا که بدون وجود چنین تعهّدی، هم در روند اجرای قانون مشکلاتی بروز خواهد کرد و هم در استحکام پیوندهای اجتماعی خللی پدید خواهد آمد. بر این اساس، در تمام جوامعْ اندیشمندان به دنبال راه کارهای هستند تا حسّ خدمت به یکدیگر و احساس مسؤلیّت بیشتر در انجام وظایف را تقویت کنند. بررسیها، گویای این حقیقت است که در طول تاریخ، موفقترین جوامعْ آنهایی بودهاند که حسّ همکاری و خدمت به هم نوع و پایبندی به انجام وظیفه در آنها بیشتر بوده است(17).
2 ـ شكوفايى اخلاق و معنويت مردم
خدمت به مردم مقدمه ايمان، عبادت و شكوفايى اخلاق و معنويت و آرامش روانى در گستره اجتماع است. بسيارى از تيرگيهاى اخلاقى، كجخلقىها، فاصله گرفتن از معنويتها، از ناحيه فقر و محروميت، معضلات اجتماعى، بيكارى، فساد حاكم بر ادارات و دستگاههاى دولتى و لاينحل ماندن گرههاى زندگى ناشى مىشود. بدون ترديد خدمت رسانى زمينه شكوفايى اخلاق الهى و روىآورى به ارزشهاى دينى را در جامعه فراهم مىسازد، وقتى مردم از نظر معيشت و زندگى شخصى و اجتماعى دغدغه خاطر نداشته باشند و ناچار نباشند براى به دست آوردن لقمهاى نان تن به گناه و كارهاى خلاف شرع دهند، وقتى ببينند كارها با تدبير دولتمردان و كارگزاران نظام به خوبى پيش مىرود، وقتى به هر ادارهاى قدم مىنهند با روى گشاده انسانهايى خدوم رو به رو مىشوند و ناگزير نمىشوند براى حل مشكل خويش تملق بگويند، وقتى زمينه اشتغال و ازدواج را براى فرزندان خود و ديگران فراهم مىبينند و سرانجام وقتى هيچگونه تبعيضى در ادارات مشاهده نكنند، قطعاً نشاط مىگيرند؛ اعصابشان آرامش دارد؛ اضطراب و دلهره نمىگيرند؛ از كوره در نمىروند و بدخلقى نمىكنند. آنگاه كه در جمع خانواده نيز حاضر مىشوند عقدهاى ندارند تا آن را روى زن و فرزندانشان خالى كنند. لذا خود به خود محيط زندگى با نور ايمان، پرستش و اخلاق اسلامى عطرآگين مىگردد(5).
3 ـ دميدن روح اميد
فقر و بيكارى، فساد، تبعيض، مشكلات معيشتى، دست و پنجه نرم كردن با انواع گرفتاريها و نيافتن راه چاره براى گريز از مشكلات، روح اميد و نشاط را از مردم مىگيرد و جامعه را به كالبدى بى جان مبدّل مىسازد و زمينه بى ايمانى، رشد مفاسد اجتماعى و انواع نابسامانيهاى اجتماعى را فراهم مىكند ولی وقتى مردم از مسئولان و مديران و دولتمردان نظام اسلامى صداقت، تعهد و دلسوزى و تلاش پيگير براى رفع مشكلات را مشاهده كنند و آثار و بركات خدماتشان را در صحنه اجتماعى ببينند، روح اميد، نشاط، عشق و ايمان در جانشان دميده مىشود و آنان را به زندگى اميدوار مىكند و جنبش و تحولى دوباره مىگيرند(5).
4 ـ ريشهكنى بسيارى از مفاسد اجتماعى
در سايه خدمتگزاری به موقع و مفيد و حل معضلات اجتماعى و سامان يافتن كارها، زمينه بسيارى از مفاسد اجتماعى و نيز اخلاقى از بين مىرود. از اين رو، مردم براى گذران زندگى دنبال شغلهاى كاذب و غير مشروع نمىروند، جوانان به مواد مخدّر، مشروبات الكلى، فحشا و منكرات پناهنده نمىشوند، اوقات خود را سر خيابانها، كوچهها و گذرها سپرى نمىكنند و تن به سرقت اموال، دزدى و ديگر بزهكاريها نمىدهند(5).
5 ـ اتحاد و همبستگى و استحكام روابط اجتماعى
رواج نيكى، سودرسانى به يكديگر، صفا و صميميت، حس انسان دوستى در جامعه، روابط مردم را نسبت به يكديگر استحكام مىبخشد و روح برادرى را زنده مىكند. اتحاد و انسجام آنها را بيشتر مىكند و تفرقه و دو دستگى و حتى چند دستگىها را از ميان مىبرد و جامعه را به جامعهاى قرآنى مبدّل مىسازد(5).
6 ـ پرورش روحيه شهادتطلبى
خدمتگزاری مخلصانه به مردم، روح حماسهآفرينى و شهادتطلبى را در آنان زنده مىكند به گونهاى كه براى حضور در صحنه دفاع صف مىكشند. از يكديگر سبقت مىگيرند و به آسانى از لذایذ دنيا دست برمىدارند و از آرمانهاى دينى حمايت مىكنند(5).
نتيجهگيرى
از مجموع آنچه در اين مقاله از آن بحث شد نتيجهگيرى مىشود كه:
1- خدمتگزاری فعلى اخلاقى و ارزشى است که آيات و روايات فراوانى بر آن دلالت دارد.
2- خدمتگزاری، خدمتى ارزشمند است كه توأم با اخلاص، توكل، عبوديت و بندگى، محبت به مردم، ارتباط مستقيم با مردم، تواضع و گشادهرويى، استقامت در كار، تحمّل نيش و نوشها، وفا به عهد و پيمان، پرهيز از منّتگذارى و آزار رسانى، مشكلگشايى و مانند آن باشد.
3- خدمت به مردم، گذشته از آثار و بركات دنيوى و اخروى، آثار تربيتى و اخلاقى فردی و اجتماعی فراوانى دارد. به عنوان نمونه در پرورش روحى و تكامل معنوى، نشاط معنوى، جلوگيرى از لغزشهاى خوار كننده، محبوبيت اجتماعی، ريشهكنى بسيارى از مفاسد اجتماعى، پرورش روحيه شهادتطلبى از آثار تربيتى آن است.
نویسنده: خانم ابراهیمی